اخبار جدید روز

تهدید جانی نخبه ایرانی توسط خودروسازان/ وقوع کلاهبرداری در بعضی شرکتهای دانش‌بنیان - اخبار hp3

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶

به گفته خبرنگار علمی باشگاه خبرنگاران پویا؛ حمایت از نخبگان و پژوهشگران کشور از جمله دغه‌هایی بوده که همیشه در طی این سالها با چالشهای متعددی مواجه بوده هست و بسیاری از نخبگان کشور از عدم حمایت واقعی و همه‌جانبه از خود گله‌های زیادی داشته‌اند.

نخبگانی که با وجود برخورداری از توانمندیهای گسترده برای ارائه راهکارهای عملی برای حل مشکلات و کمبودهای کشور، دل پردردی از عدم حمایتها نهادهای مربوطه دارند و شرح داستان زندگی آنان و تجربه برخوردشان با مسئولان و متولیان حوزه علمی، ساعتها وقت می‌طلبد.

نخبگانی که دلزده از شعارهای حمایتی و وعده‌های توخالی، به صورت جهادی به فکر تحقق دیدگاه‌های نوآورانه‌ خود هستند و با تلاش وافر به دنبال راهی برای پیاده‌سازی طرح‌های مبتکرانه خود برای حل چالشهای کنونی سایه‌افکنده بر بخشهای مختلف کشور هستند.

بر این اساس فرصت را غنیمت شماردیم و میزگردی را در خبرنامه hp3 با حضور بعضی از چهره‌های نخبه کشور برگزار کردیم که در ادامه مشروح آن تقدیم مخاطبان ارجمند hp3 شده هست.

در این میزگرد که بخش نخست آن در ادامه تقدیم شده، کمال کاووسی برومند؛ تولیدکننده محصولات دانش‌بنیانی و مخترع، فرزاد آسایش؛ پژوهشگر برتر بسیج، فارغ‌التحصیل دوره دکتری از هند و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، مهدی سعیدی؛ عضو بنیاد ملی نخبگان و مخترع، هادی جمشیدیان؛ نخبه، زهره فراهانی؛ فارغ‌التحصیل نمونه دوره ارشد دانشگاه امیرکبیر، شهلا سهرابی؛ رئیس خانه نخبگان بسیج استان تهران و عابد مرادی؛ پژوهشگر برتر حضور داشتند.

hp3: آقای سعیدی بحث را با شما آغاز می‌کنیم که ظاهرا جزو آن دسته از نخبگانی هستید که مراوداتی با معاونت علمی ریاست‌جمهوری داشته‌اید و درصدد استفاده از تسهیلات در نظر گرفته شده از سوی بنیاد ملی نخبگان هم بوده‌اید اما به نتیجه‌ای نرسیده‌اید؛ کمی درباره فضای حاکم بر این ساختار و مشکلاتی موجود توضیح دهید.

سعیدی: ابتدا در بیان مشکلات یک نخبه باید بگویم که بزرگترین مشکل ما این هست که دیده نمی‌شویم و منظور از دیده نشدن هم این نیست که فرضا یک خبرنامه از ما حمایت یا فعالیتهایمان را به شکل ویژه پوشش دهد بلکه همواره گفته‌ایم که فکر مخترعان و صاحبان ایده باید آزاد باشد تا بتوانند کار کنند.

هر زمان فکر نخبگان درگیر تولیدات شود، دل مشغولی به دنبال دارد که نهایتا منجر به انزوا و حاشیه‌نشینی آنان می‌شود و دیگر فضایی برای شکوفایی نبوغ و استعدادهای درونی نمی‌ماند.

به عبارت دیگر یک نخبه باید در حدی حمایت شود که بتواند خلاقیتش را در عرصه‌های مختلف بروز و ظهور بخشد؛ کوچکترین حمایتی که شاید بتوان از یک مخترع و برای یک اختراع داشت این هست که حداقل آن را تا مرحله تجاری‌سازی پیش ببرد؛ این دقیقا موضوعی هست که مسئولان باور ندارند و بارها شده که اختراع “پیچ پیشرفته” را به بخشهای مختلف برای حمایت برده و ارائه داده‌ام اما مسئولان در کمال ناباوری گفته‌اند که امکان ندارد این موضوع اختراع شما باشد!

hp3: دقیقا به کجاها مراجعه کرده‌اید؟

از ملاقات با شخص اول اجرایی کشور در دولتهای نهم و دهم تا معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری… با توجه به اینکه یک پیچ پیشرفته ساخته‌ام که در دنیا نمونه ندارد و می‌توان از آن به جای فرضا ۱۰ نوع پیچی که اکنون در بازار وجود دارد، استفاده کرد اما از طرفی مراجعه و دیدارم با اشخاص سطوح بالای اجرایی کشور به نتیجه‌ای نرسید، سعی کردم تا رویه معکوسی را پیش کشم.

تصمیم گرفتم وارد مذاکره با تولیدکنندگان شوم و آنها را ترغیب کنم تا به جای تولید ۱۰ نوع پیچ، یک نوعی را تولید کنند که تمام کاربرد نمونه‌های قبلی را داشته باشد.

hp3: آیا شما با ادبیات بازار و تولیدکنندگان آشنایی دارید و توانستید ارتباط خوبی با آنها برقرار کنید؟

متأسفانه خیر؛ تجربه برخوردهای بدی با این قشر را داشتم؛ یکی از تولیدکنندگان که به شکل سنتی کار می‌کرد صراحتا گفت که چون اختراعت نمونه مشابهی در دنیا ندارد، حاضر به تولید آن نیستم و ممکن هست حمایتم سوخت شود و در بازار با اقبالی روبه‌رو نشود.

hp3: خوب اگر قرار بود نمونه مشابه خارجی داشته باشد چه نیازی بود که از طرح ابتکاری شما حمایت کند؟!

این سؤال بنده هم هست اما در کل این دیدگاه در حال حاضر بر بخشی از جامعه حاکم هست.

hp3: شما تنها همین مورد ابداع را دارید؟

خیر؛ تنها سه مورد از ابداعات بنده در زمینه خودرو هست و تقریبا برای صنعتی‌سازی و جذب حمایت برای تولید، با همین روال مشابه مواجه شدم و چه بسا بدتر!

hp3: یعنی منظورتان این هست که با برخوردهای بدتری مواجه شدید؟ از طرف چه کسانی؟

برای جذب حمایت لازم بود که با مدیران خودروساز داخلی و مسئولان سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران مذاکره کنم اما نتیجه صحبتهایمان این شد که نمی‌توانم بگویم چه چیزهایی به من گفتند.

hp3: اگر قرار باشد معضلات گفته نشود که هیچگاه مشکلات پیش پای نخبگان مملکت حل نمی‌شود؛ منظورتان این هست که شما را تهدید کردند یا درصدد تصاحب طرح برآمدند؟

 

اول از هر چیز به من گفتند که با «جان خودت بازی نکن» زیرا به هیچ عنوان نمی‌توانی وارد لابی تأمین قطعات خودرو شوی و حتی اگر تمامی قطعات مورد نظرت را تولید هم کنی و آماده مونتاژ باشد، باز هم نمی‌توانی وارد چرخه تولید خودرو شوی!

 

بعدا به من گفتند که اختراعت را به خارجیها بفروش و ما از آنها کپی می‌کنیم و سپس از ما شکایت کن که اقدام به کپی اختراعت کرده‌ایم!

در نهایت هم که تمامی درها روی من بسته شد، گفتند می‌توانی بروی با قطعه‌ساز هماهنگ شوی شاید توانست کاری برایت انجام دهد اما قطعا قطعه‌ساز حافظ مالکیت فکری و معنوی طرح نیست و هزینه واقعی آپشنی که توسط مخترع، ابداع شده را نخواهد پرداخت.

hp3: به نظر خودتان دلیل این همه سنگ‌اندازی چه بوده هست؟

قطعاً وقتی طرحی از سوی من ارائه می‌شود که می‌تواند چندین کاربرد داشته باشد، در صورت حمایت تمامی خطوط تولید فعلی دچار دگرگونی و بسیاری از بخشهای قدیمی حذف می‌شود که این موضوع هم نارضایتی عده‌ای را به دنبال خواهد داشت.

hp3: با این حال جرأت مذاکره کردن با قطعه‌ساز را داشتید و این روش را هم امتحان کردید؟

بله این روش را هم تجربه کردم؛ زمانیکه وارد مذاکره با قطعه‌سازان شدم، کاملا زبان علمی را کنار گذاشتم و با زبان دلالی از طرح و ویژگیهای آن که در نهایت می‌تواند برای آنها سودآوری داشته باشد، گفتم.

به آنها اینطور گفتم که اگر از محصول من استفاده می‌کنند، می‌توانند حتی تا سه میلیون تومان محصول نهایی را گرانتر بفروشند زیرا در حال حاضر سپر جلوی پیکان وانت را که تغییر دادند، یک و نیم میلیون تومان به قیمت نهایی محصول افزودند.

hp3: فضای فکری قطعه‌سازان چطور بود؟

اتفاقا نکته جالب هست بدانید بعد از کلی رایزنی و وصل شدن به یک قطعه‌ساز برای ارائه طرحم که در زمینه فرمان خودرو بود، این تولید‌کننده خیلی راحت گفت که گمان می‌کند من تولید‌کننده هستم در حالیکه عین محصول را از چین وارد می‌کنم اما از وام تولید بهره‌مند می‌شوم و حتی نیازی به پرداخت مالیات ندارم!!

hp3: اینطور که می‌گویید مذاکراتتان در زمان عمر کاری دولتهای قبل بوده و در این دولت تلاشی از سمت شما صورت نگرفته هست…

اتفاقا قریب به پنج مرتبه آقای سورنا ستاری به من وعده تماس از سمت معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهوری را داده‌اند و هر بار نامه‌هایم را گرفته‌اند اما دریغ از یک تماس …

hp3: درخواستی برای حمایت از بنیاد ملی نخبگان هم داشته‌اید؟

 

یکی از بحثهای بنیاد ملی نخبگان این هست که در حال حاضر بیشتر به حمایت از شرکتهای دانش‌بنیان می‌پردازد و با افراد نخبه کاری ندارد در حالیکه در دولتهای پیشین هر فرد مخترعی تقاضای حمایت داشت، به او توجه می‌شد.

 

البته این نوع حمایت که فعلا در دستور کار بنیاد قرار گرفته خوب هست زیرا جلوی فعالیت و رانت‌خواری بسیاری از افرادی که با رابطه به آن مرکز معرفی می‌شوند را می‌گیرد اما همین رویه را هم می‌توان برای شرکتهای دانش‌بنیان متصور شد.

hp3: شاید ادعایی که شما در ارتباط با طرحتان داشته‌اید را چندان کارا ندانسته‌اند و به همین منظور حمایتی از آن نداشتند؟

من در حال حاضر ادعا دارم که حمایت از این طرح به درد مملکت و جامعه می‌خورد؛ اینکه حمایت کنند و به تولید برسانم بحثی دیگر هست؛ زمانیکه برای دریافت عنوان “دانش‌بنیان” می‌رویم، می‌گویند که طرح باید دارای شاخصهایی نظیر کاربردی بودن، حل کننده مشکل و معضل، جدید بودن و… باشد و در نهایت اگر همه این شاخصها را داشته باشد برای حمایت گفته می‌شود که باید بروید زیر مجموعه شرکتهای دانش‌بنیان!

می‌گویند شما به عنوان فرد نخبه و ایده‌پرداز، اگر می‌خواهید وارد مقوله تولید شوید باید تحت عنوان شرکتهای دانش‌بنیان فعالیت کنید و اگر اختراعتان های‌تک باشد، می‌توانید دانش‌بنیان شوید.

با وجود داشتن تمامی تأییدیه‌های لازم از سوی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، به من گفتند که نمونه محصول شما در دنیا وجود دارد اما نتوانستند بگویند که این نمونه دقیقا کجا وجود دارد و چه کشوری اقدام به ساخت آن کرده هست!

hp3: چه لزومی دارد وقتی طرحی به نوبه خود ظرفیت حمایت و صنعتی‌سازی را داشته باشد، زیر چتر دانش‌بنیانها قرار گیرد؟

کاووسی برومند: بگذارید پاسخ این سؤال را من بدهم زیرا بنده طرحی داشتم که

مجبور شدم برای کسب عنوان دانش‌بنیانی فرآیندهایی را طی کنم که در نتیجه یکی از اساتید دانشگاه سرم کلاه گذاشت.

 

با وجود اینکه دانش‌بنیان بیشترین اهمیت را به دستاوردهای حوزه نانو می‌دهد، طی چهار سال کار تحقیقاتی دستگاه “اولتراسونیک هموژنایزر” که وظیفه همگن‌سازی مواد را برعهده دارد، ساختیم و با توجه به اینکه ثبت شرکت دانش‌بنیان نیازمند حضور عضو هیئت علمی دانشگاه در آن بود از شخصی با این سمت در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی درخواست کردیم تا در گروه باشند.

پیش از ساخت این دستگاه، متقاضیان نمونه مشابه را با قیمت ۴۶ میلیون تومان از آلمان خریداری می‌کردند اما زمانیکه موفق به ساخت آن شدیم، توانستیم سال اول ۳۴۰ میلیون تومان و سال دوم ۴۳۰ میلیون تومان از آن را بفروشیم.

همیشه برای من سؤال هست که چرا برای ثبت شرکت دانش‌بنیان حتما باید عضو هیئت علمی حضور داشته باشد که ممکن هست با وجود سالها کار پژوهشی، حتی قادر نباشد آچاری را در دست بگیرد!

با این حال مراحل ثبت و تأسیس شرکت را پیش بردیم و آن استاد دانشگاه به عنوان مدیر‌عامل شرکت معرفی شد تا بتوانیم با در دست داشتن امتیاز دانش‌بنیان، در مرکز رشد آن دانشگاه فعالیت کنیم.

هفت سال روی این طرح وقت گذاشتم و چهار سال کار تحقیقاتی روی آن انجام دادیم اما در حین کار، همان عضو هیئت علمی دانشگاه که اکنون توانسته بود با تکیه بر قدرت فکری ما محصولی‌های‌ تک را تولید کند، برگه‌هایی را به ما داد و امضا گرفت.

بعدا مشخص شد که این عضو هیئت علمی که اکنون در قامت مدیریت شرکت نیز حضور داشت ۷۵ درصد از سهم شرکت را به نام خودش و ۱۵ درصد هم با تفکیک سه سهم پنج درصدی به نام همسر، دختر و پسرش زده هست و در نهایت دو سهم پنج درصدی هم به من و فرد دیگری که جزو تیم اجرا بود داده هست.

با توجه به اینکه اختراع از من بوده و این استاد دانشگاه را آوردیم تا بتوانیم از تسهیلات دانش‌‌بنیانی استفاده کنیم، عطای کار را به لقایش بخشیدم و از او شکایت کردم.

در واقع جذب شعارهای حمایتی از دانش‌بنیانها شدیم اما امروز دانش‌بنیان بودن، بلای جانمان شده هست…

 

hp3: شما تنها همین یک اختراع را دارید؟

بنده تاکنون ۳۲ اختراع داشتم و یک نمونه کاربردی دیگر، رسوب‌زدای کولر هست که برخلاف نمونه‌های چینی، بیرون کولر قرار می‌گیرد و عملیات رسوب‌زدایی را انجام می‌دهد؛ در نمونه‌های چینی گلوله‌های شیمیایی درون محفظه کولر می‌اندازند که ذراتی را از داخل کانال به محوطه مسکونی وارد می‌کند و می‌تواند در کار ریه اختلال ایجاد کند؛ قیمت این دستگاه برخلاف باور عده‌ای با ۳۰ سال گارانتی ۴۰ هزار تومان هست.

علاوه بر این، یک نمونه همزن یون دو اینچی برای مصارف کشاورزی را هم در همان شرکت دانش‌بنیان طراحی و تولید کردیم که توسط وزارت کشاورزی در مشکین‌دشت کرج و در مزرعه‌ای تست شد.

بررسی این دستگاه در مزرعه‌ای به مساحت سه هکتار صورت گرفت که در نهایت ذرتی که در محدوده تحت استفاده این دستگاه رشد کرد به ارتفاع ۷۰ سانتیمتر با بار بیشتر رسید اما ارتفاع ذرتی که آب معمولی پای آن داده شده بود، ۲۰ سانتیمتر با بار کرم خورده بود اما با این حال گفتند که برای آزمایشهای قطعی باید ۱۸ میلیون تومان هزینه شود تا تأییدیه‌های نهایی صادر شود.

hp3: به نظر شما با توجه به همه این موارد که در طول جلسه به آن پرداخته شد، چه دلیلی دارد که با وجود تمامی مزایا و محسناتی که طرحهای ابداعی شما و ایده‌های کاربردیتان دارد مورد حمایت واقعی و همه‌جانبه قرار نمی‌گیرید؟

سعیدی: مدیرانی که در شرکتهای تصمیم‌گیرنده نشسته‌اند به شدت تحت تأثیر لابی آن هستند؛ شما حساب کنید پلیس بعضا نمی‌تواند جلوی پلاک‌گذاری بعضی خودروها را بگیرد آنوقت تصور می‌کنید در این شرایط ما چه قدرتی داریم؟!

تا زمانیکه در چنین فضایی زندگی می‌کنیم که امکان جلوگیری از تولید پیچ معمولی که ممکن هست بارها خراب شود، نیست یا زمانیکه خودروسازها، موتور خوبی را روی دستگاه قرار می‌دهند اما در اتاق را بد می‌سازند تا مشتریان به صورت مداوم به نمایندگیها مراجعه کنند، موفقیتی نیز در صنایع کشورمان حاصل نمی‌کنیم.

قطعا خودروسازان کشور هیچگاه استانداردهای جهانی را در ساخت موتور، دینام و امثالهم نقض نمی‌کنند اما این کار را روی قطعاتی که زیاد مورد استفاده مردم هست و نرخ خرابی آنها بالاست، به راحتی انجام می‌دهند.

فرض کنید اگر پیچ خوب با قابلیتهای چندگانه روی تجهیزات خودرو قرار گیرد دیگر ممکن هست محصولات با خرابی کمتر مواجه و تولید قطعات این کمپانیها یک سوم شود، پس طبیعی هست که جلوی سود عده‌ای گرفته می‌شود.

مدیران کشور و مسئولان تصمیم‌گیر بیش از اینکه فکر مسائل علمی باشند، بهتر هست آمار دقیق از دوره عملکردشان ارائه کنند.

hp3: ممکن هست در آماری که از فعالیتهای خود ارائه می‌کنند به بسیاری از مقالات علمی و پژوهشی و بکارگیری آنها در صنایع خود بگویند، آن وقت مشکل شما با این موضوع حل می‌شود؟

سطح مقاله و پتنت به هیچ عنوان قابل مقایسه با هم نیست زیرا در دنیا هر یک پتنت با ۸۰۰ مقاله ISI برابری می‌کند؛ تازه مقاله‌ای که ممکن هست مشکل خاصی از مردم را حل نکند و هیچگاه هم به تولید نرسد.

 

مشکل عمده در کشور ما این هست که پتنت را حمایت نمی‌کنند؛ صراحتا گفته‌ام که اختراعاتم در دنیا نمونه ندارد و اگر پتنت بگیرم دعوتنامه‌های مختلفی از بخشها و کشورهای مختلف می‌آید و می‌توانم کار بزرگی انجام دهم اما متأسفانه متولیان و تصمیم‌گیرندگان کشور به این موضوع هم توجه نمی‌کنند.

با توجه به اینکه از شخص اول اجرایی کشور تا پایینتر، ملاقاتهایی داشته‌ام، به جرأت می‌گویم همه آنها دنبال این هستند که جایگاهشان تغییر نکند.

hp3: تاکنون هیچگونه وام و تسهیلاتی نگرفته‌اید؟

یک بار از سوئیس برایم دعوتنامه‌ای ارسال شد تا به یکی از مسابقات این کشور بروم و هزینه شرکت در این مسابقه ۱۲ میلیون تومان می‌شد، به بنیاد ملی نخبگان مراجعه کردم تا بتوانم هزینه این سفر را با وام بپردازم اما در جواب درخواست من گفتند که این مسابقه و جشنواره سالانه‌ای که در بعد بین‌المللی بسیار مشهور هست را قبول ندارند.

همانجا حسرت خوردم که ای کاش به من می‌گفتند «پول داریم اما از قیافه تو خوشمان نمی‌آید نه اینکه اعتبار مسابقه‌ای بین‌المللی را زیر سؤال ببرند.»

hp3: خانم عابد مرادی به نظر شما ریشه این مشکلات در چیست؟

عابد مرادی:دو موضوع در فرمایش دوستان بود که به نظر من باید به شکل بنیادی به آنها پرداخته شود؛ متأسفانه تعریف علم در کشور ما بد صورت گرفته و جا افتاده هست؛ گمان می‌کنیم انباشت شدن یکسری محفوظات که اغلب هم وارداتی هستند، علم هست و این باعث می‌شود قدرت ریسک در کشور ما پایین بیاید.

در حال حاضر اکثر مقالات ترجمه هستند که هیچ ارزشی ندارد اما پتنت در مقابل آنها، دارای ایده‌ای نو هست.

دقیقا بخاطر همین عدم ریسک مسئولان کشور و نوع نگاهشان به علم هست که می‌گویند ایده‌ات را به چینیها بفروش و بعد ما از آن استفاده می‌کنیم!

با وجود تمامی خودباوری که نخبگان کشور دارند اما این خودباوری در وجود مسئولان ما دیده نمی‌شود.

جمشیدیان: بنده همه مراحلی که دوستان عنوان کردند را رفتم و خودم هم اختراعی داشتم که در ایران ثبت نکردم که قابلیت پتنت شدن را هم دارد؛ حرفم فقط یک چیز هست به هیچ عنوان ریشه این مشکلات در “اعتماد” نیست بلکه پای “منفعت” نامشروع عده‌ای خاص در میان هست.

با توجه به اینکه در انی جلسه صحبت از صنعت خودرو کشور به میان آمد و بنده هم در این حوزه مشغول فعالیت هستم و برندی ثبت شده دارم، باید بگویم که برخلاف ظواهر اصلا با صنعت بزرگ و پیچیده‌ای مواجه نیستیم بلکه صنعت بسیار کوچک وابسته‌ای داریم که باید وابسته بماند زیرا منفعت یکسری افراد را تأمین می‌کند.

hp3: با این حساب در تمامی حوزه‌های وابسته نباید شاهد رشد دستاوردهای بومی باشیم…

مصداق من صنعت خودرو هست که اگر شما ایده برتری هم داشته باشید که بتواند مشکلی را حل کند نه تنها کمک نمی‌شود بلکه جلوی آن را می‌گیرند… همه می‌دانیم که خروجی دانشگاه‌های کشور، علم کاربردی نیست و تماما مقالاتی هستند که نمی‌شود به آنها اتکا کرد و بر این اساس یکسری شرکتهای بزرگ ایجاد می‌شوند که کارشان دلالی هست و هیچگاه صنعت را از وابستگی در نمی‌آورند.

در این شرایط جامعه علمی هم دچار یأس و ناامیدی می‌شود؛ کما اینکه در حال حاضر شاهد هستیم تمام دانشجویان به فکر گرفتن مدرک هستند و دنبال راهی برای فرار هر چه زودتر از تحصیلات و دانشگاه می‌گردند.

اینکه در حال حاضر بعد از سالها جنگیدن برای جذب حمایت برای طرحهای ابداعیم، آمدم و در پایگاه علمی کار می‌کنم بخاطر این هست که شخصا معتقدم باید فرهنگ علمی کشورم تغییر کند علاوه بر این با استفاده از ظرفیتهایی که بسیج در اختیارمان قرار داده حدود دو سال هست کسانیکه دارای ایده و از خیل فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های برتر کشور هستند را مورد حمایت قرار داده‌ایم.

روال کار هم به این شکل هست که هسته‌ای را ایجاد کرده‌ایم و ایده‌ها را به داخل آن می‌کشانیم و به‌صورت مستقل با ارائه و مراجعه به جاهای خاص، زمینه سرمایه‌گذاری و حمایت از آنها را فراهم می‌کنیم.

hp3: استقبال از این نوع فعالیتهای داوطلبانه و مستقلانه به چه میزان بوده هست؟

میزان استقبال در این دو سال با وجود معذوریتی که تنها برای کار با آقایان داریم، فوق‌العاده بوده هست.

به عنوان مثال امسال مسابقه‌ای را در حوزه عمران در سطح تهران برگزار کردیم تا نفرات برتر مشخص و شناسایی شوند و تحت پوشش حمایتهای ما درآیند.

hp3: با این حساب تنها به حمایت از دارندگان مدارک دانشگاهی می‌پردازید؟

قطعا ما به دنبال تخصص هستیم و به همان نسبت مدرک‌گرا نیستیم اما بحث آموزش و پرورشی که بعداً در قالب حمایت از سوی ما ارائه می‌شود قطعاً هدفدار هست و کسانیکه به سمت ما می‌آیند، مدارکی را نیز دارند.

hp3: معاونت علمی و بنیاد ملی نخبگان در حال حاضر برنامه حمایتی را برای بازگرداندن نخبگان ایرانی مقیم در کشورهای دیگر دارند، واقعا در این زمینه خوب عمل کرده‌اند؟

آسایش: متأسفانه باید بگویم خیر؛ بعضا سر کلاس مدیریت به دانشجوهایم می‌گویم که در بحث “مدیریت استراتژیک” با موضوعات تدوین، اجرا و ارزیابی مواجه هستیم.

تا مدتها قبل خوشحال بودیم که با وجود فعال نبودن در دو بخش اجرا و ارزیابی اما تدوین‌گرهای خوبی به حساب می‌آمدیم اما اخیراً به این نتیجه رسیدم که تدوین‌گرهای خوبی هم نیستیم و همه چیز در کشور ما شعار هست حتی زمانیکه می‌خواهیم از الگوی پیشتازان استفاده کنیم، آنچه در خارج از کشور تدوین شده را نیز آنقدر دستکاری می‌کنیم که از مطلوبیت می‌افتد.

hp3: شما که خودتان از افراد بازگشته به کشور هستید رفتاری که حاکمیت و متولیان با نخبگان و صاحبان ایده دارند را مطلوب می‌دانید؟

با توجه به اینکه دو سال در پارک علم‌وفناوری پردیس مشغول خدمت بودم، نخبه‌های بسیاری که بعضی از دانشگاه‌های معتبری نظیر صنعتی شریف بودند جلوی چشمان من اشک می‌ریختند و از اینکه طرحهایشان مورد حمایت قرار نگرفته، می‌گفتند.

بنده خودم در جلسات بسیاری حضور داشتم که به راحتی زیراب طرحهای خوبی که قابلیت اجرا شدن داشتند، زده می‌شد و جالب هست بدانید یکی از دلایلی که استادان شریف و امیرکبیر با یک طرح خوب مخالفت کردند این بود که به طراح “بچه سالش” اعتماد نکردند!

hp3: این قبیل موضوعات استهلاکی، تا چه میزان در انگیزه جوانان و نخبگان این مرز و بوم تأثیرگذار هست؟

بروکراسی و کاغذبازی، ما را بیچاره‌ کرده هست تا جاییکه اگر طرحی داشته باشید بخاطر پاسخگو نبودن متولیان و تصمیم‌گیرندگان، خسته می‌شوید یا از کشور می‌روید یا به حاشیه کشیده می‌شوید.

 

انگیزه تا یک مرحله خاصی وجود دارد ولی با برخوردهای قهرآمیز، رفته‌رفته از بین می‌رود.

به عنوان مثال خودم با داشتن شش مقاله ISI، فعالیتهای علمی و پژوهشی، حضور در ۲۰ کنفرانس بین‌المللی و تألیف سه کتاب، در حال حاضر هیچ انگیزه‌ای برای کارهای پژوهشی ندارم.

سال ۹۴ دکترایم را از هندوستان گرفتم و به کشور بازگشتم و با وجود داشتن تمامی توانمندیهای مورد نیاز، هنوز تکلیف من را مشخص نکرده‌اند که بالاخره جذب هیئت علمی می‌شوم یا خیر؛ در خود هندوستان سوپروایزرم که استاد تمام بود، برگرفته از لینکهای ارتباطی‌اش پیشنهاد کار به من داد اما با عشقی که به کشورم داشتم، برگشتم و الان دغدغه‌ام این هست که بالاخره عضو هیئت علمی می‌شوم یا خیر…

hp3: بنیاد ملی نخبگان که ظاهرا برنامه‌های خوبی برای جذب نخبگان ایرانی خارج از مرزها دارد؟!

بنیاد ملی نخبگان زیاد شعار می‌دهد و دوستان هم زیاد حرف می‌زنند اما هیچکدام انجام نمی‌شود.

ما هنوز در معادلات داخلی کشور مانده‌ایم؛ شرکت ملی نفت آگهی استخدام می‌دهد و برای افراد واجد شرایط معیار معدل در نظر می‌گیرد! اصلا هم کاری به این ندارد که دانشگاه به فرد متقاضی نمره کیلویی داده هست یا خیر!

به جرأت می‌گویم دانشجوهای دکترایم پایان‌نامه کپی می‌آورند که هیچ ارزشی ندارد و فقط دنبال مدرک هستند اما هیچ کاری هم نمی‌توان کرد و روالی هست که بر حوزه آموزش و تحصیلات عالی سایه افکنده هست.

 

روال گزینش فرصتهای شغلی با معیار معدل، کار منطقی نیست و فارغ‌التحصیل نخبه‌ای که ممکن هست بنا به دلایل مشخصی نمره خوبی نگرفته از گردونه رقابت با افرادیکه در طول تحصیل هوای استاد را داشته‌اند و نمره کیلویی گرفته‌اند، خارج شود.

بخش دوم این میزگرد در روزهای آینده در گروه اجتماعی خبرنامه hp3 منتشر می‌شود که به بیان دغدغه‌های اساسی نخبگان و صاحبان اندیشه کشور می‌پردازد و از برخورد آنان با مسائل عجیبی می‌گوید که جای تأمل دارد.

گفت‌وگو از مجید هدایتی‌نسب

آخر متن/